الشيخ عباس القمي

181

وقايع الأيام ( فيض العلام في عمل الشهور ووقايع الأيام ) ( فارسى )

روز هشتم روز ترويه است . و در اين روز ، حُجّاج نيت حجّ تمتّع كنند و محرم شده از مكه به سمت منى روند و شب را در آنجا بيتوته كنند و صبح عرفه به جانب عرفات روند و روزهء اين روز ، فضليت دارد و كفّارهء شصت سال روايت شده . « 1 » در اين روز ، سنهء 60 ، مسلم بن عقيل در كوفه خود را ظاهر كرد « 2 » و اصحاب خود را امر به خروج فرمود . به اندك زمانى از اصحاب مسلم مسجد و بازار مملوّ شد و دور قصرالإماره را گرفتند و كار را بر ابن زياد تنگ كردند . اتباع ابن زياد كوفيان را تخويف و انذار كردند و از معاونت مسلم ايشان را سست گردانيدند . كوفيان بناى نفاق و تفرّق نهادند و پيوسته از دور مسلم پراكنده شدند تا شب داخل شد و از آن جماعت باقى نماند جز سى نفر . مسلم نماز مغرب را در مسجد به جا آورد و چون از مسجد پاى بيرون نهاد ، ديگر كسى با او نبود . پس تنها متحيّرانه در كوچه‌هاى كوفه مىگرديد تا به درِ خانه طوعه رسيد و آن زنى بود كه به انتظار پسر خود بر درِ خانهء خويش ايستاده بود . مسلم را چون نظر بر وى افتاد سلام كرد و شربت آبى طلبيد . طوعه آب آورد . مسلم آشاميد و آنجا نشست . طوعه ظرف آب را به خانه برد و گذاشت و برگشت . مسلم را آنجا نشسته ديد . عرض كرد : اى بندهء خدا ، مگر آب نياشاميدى ؟ فرمود : بلى . گفت : برخيز به خانهء خود برو . مسلم جواب نفرمود . دوباره اعاده كرد . جواب نشنيد ، تا دفعه سوم گفت : سبحان الله ! اى بنده خدا برخيز ، به سوى اهل خود برو ، چه بودنِ تو در اين وقت شب بر درِ خانهء من شايسته نيست و من هم حلال نمىكنم . مسلم برخاست و

--> ( 1 ) . اقبال الأعمال ، ج 2 ، ص 49 ، فصل 10 . ( 2 ) . مسارّ الشيعه ، ص 36 .